![]() |
![]() |
|
|
یکی بود یکی نبود یه عاشقی بود که از خدا فقط و فقط تو رو میخواست تویی که دوستش نداشتی تویی که از غمه اون شاد بودی تویی که از گریه ی اون میخندیدی و از خوشحالی اون میگریستی اخه مگه اون چه گناهی کرده بود که عاشق تو یه بی معرفت شده بود؟مگه غیر از محبت از تو چی میخواست؟ مگه سهمش از این دنیای ماشینی چی بود که تو باهاش این جوری تا کردی؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم بهمن 1384ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط ریحانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام ممنون که میاین و نظر میدین !!!
تو رو خدا مبهم نظر ندین! این وبلاگ هم یه خونه ست اما نمیدونم خونه چی؟ خونه ی تنها ییهام یا خونه ی خوشی هام؟ خونه ی عشق یا خونه ی درد و دلام؟ راستش زیاد درد و دل نمیکنم چون آشنایان آدرس ِوبلاگمو دارن!!!(اهل ِ آه و ناله هم زیاد نیستم) از این به بعد هم از درد و دلام نمی نویسم. اینجا فقط یه خونه ست. بیشترم از آهنگ های داریوش مینویسم. همین!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ باز ها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|