![]() |
![]() |
|
|
سلام من خوبم ببخشید که نگرانتون کردم راستی....
مهرنوش جونم چشم فارسی میتایپم (همیشه بهم گفتی فارسی بتایپم) دیگه ببخشیدم که نگرانت کردم خواهر مهربونم(بوس) الفی جونم چشم قول میدم آروم باشم(مرسی) نیما(داداش گلم) سعی میکنم که به آرزوت برسونمت(ممنون) ممنون مهربون جشم امیدم رو از دست نمیدم آقا امیر ببخشید اگه ناراحتتون کردم و آقای ! ممنون از آرزوتون و خواهشا وقتی نظر میدین سر بسته و مبهم ننویسین خب فکر منم busy میشه دیگه!!!(خانوم یا آقای شسزه) ولی اگه خودتونو معرفی میکردین ممنون میشدم!!!
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد، کاری بکن غیر گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد، زاری بکن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد هر چی دریا رو زمین داره خدا با تمام ابر های آسمون ها کاشکی میداد همرو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن قصه ی گذشته های خوب من خیلی زود مثل یک خواب تموم شدند حالا باید سر رو زانوم بذارم تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیچ کی مثل من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه چرا چشمم اشکشو کم میاره خورشید روشن ما رو دزدیدن زیر اون ابرای سنگین کشیدن همه جا رنگ سیاه و ماتمه فرصت موندنمون خیلی کمه سرنوشت چشماش کوره نمیبینه زخم خنجرش می مونه تو سینه لب بسته، سینه ی غرق به خون قصه ی موندن آدم همینه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد ××××××داریوش×××××× felan babye |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 10:1 بعد از ظهر توسط ریحانه |
|
|
salam mazerat mikham ba inke be doostam ghol dade boodam omidvaranetar az in be bad benevisam amma nemitoonam va tanha chizi ke mitoonam begam ine ke mikham beram bemiram saram dare miterke faghat in ke doost nadaram dige zende basham bye وقتی که گل در نمیاد سواری این ور نمیاد کوه و بیابون چی چیه؟ وقتی که بارون نمیاد ابره زمستون نمیاد این همه ناودون چی چیه؟ حالا تو دست بی صدا دشنه ی ما شعر و غزل قصه ی مرگ عاطفه هوای خوب بغل بغل انگار با هم غریبه ایم خوبیه ما دشمنیه کاش من و تو می فهمیدیم اومدنی رفتنیه اومدنی رفتنیه تقصیر این قصه ها بود تقصیر این دشمنا بود اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود کسی حرف منو انگار نمیفهمه مرده زنده خواب و بیدار نمیفهمه کسی تنهاییمواز من نمیدزده درد ما رو در و دیوار نمیفهمه واسه ی تنهاییه ی خودم دلم میسوزه قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه سقوط من در خودمه سقوط ما مثله منه مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه دشمنی ها مصیبته سقوط ما مصیبته مرگ صدا مصیبته مصیبته حقیقته حقیقته حقیقته تقصیر این قصه ها بود تقصیر این دشمنا بود اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود سپیده امروز با ما بود ××××××داریوش×××××× |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم تیر 1385ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط ریحانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام ممنون که میاین و نظر میدین !!!
تو رو خدا مبهم نظر ندین! این وبلاگ هم یه خونه ست اما نمیدونم خونه چی؟ خونه ی تنها ییهام یا خونه ی خوشی هام؟ خونه ی عشق یا خونه ی درد و دلام؟ راستش زیاد درد و دل نمیکنم چون آشنایان آدرس ِوبلاگمو دارن!!!(اهل ِ آه و ناله هم زیاد نیستم) از این به بعد هم از درد و دلام نمی نویسم. اینجا فقط یه خونه ست. بیشترم از آهنگ های داریوش مینویسم. همین!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ باز ها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|