تبليغاتX
یه خونه واسه خودم
حرف های ما هنوز نا تمام...


تا نگاه می کنی..


وقت رفتن است


باز هم همان حکایت همیشگی!


پیش از آنکه با خبر شویحرف های ما هنوز نا تمام...


تا نگاه می کنی..


وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!


پیش از آنکه با خبر شوی


لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود


آی...


ای دریغ و حسرت همیشگی!


ناگهان

 
چه قدر زود


دیر می شود


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

 

دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه

 

وقته از تو خوندن ستاره ی ترانه هام

 

اسم تو برای من قشنگترین اهنگه

 

بی تو یک پرنده ی اسیره بی پروازم

 

با تو اما میرسم به قله ی اغازم

 

اگه تا اخر این ترانه با من باشی

 

واسه تو سقفی از اهنگ و صدا میسازم

 

با یه چشمک دوباره

 

منو زنده کن ستاره

 

نذار از نفس بیفتم

 

تویی تنها راه چاره

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 
شب سردي است، و من افسرده. راه دوري است، و پايي خسته. تيرگي

 هست و چراغي مرده. مي كنم، تنها، از جاده عبور: دور ماندند زمن آدم ها

. سايه اي از سر ديوار گذشت، غمي افزود مرا بر غم ها.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

 khoda ro doost daram chon harfaye adamo send to all nemikone

 khoda ro doost daram chon idish hamishe roshane khoda ro doost

 daram chon hichkaso ignore nemikone khoda ro dost daram chon

 KHODAST

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

عـشق فراموش کردن نيست .بلکه بخشيدن است عــشق گوش دادن

 نيست بلکه درک کردن است عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن

 اســـت عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن

 است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

midOOni chera vaghti gerye mikOni cheshmatO mibandi? vaghti

 mikhay bekhandi, vaghti mikhay kasi rO bOOs kOni, vaghti mikhay

 tOO rOya beri cheshatO mibandi? chOOn ghashangtarin chizaye in

.... dOnya didani nistan

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

be JORME ZENDEGI in shod sezayam----ah ey khodayam--- beshno

 sedayam----mara bogzar ba

 IN MAJERAYAM---nemiporsam CHERA IN SHOD SEZAYAM---

galooyam

 mande az faryado faryad-

-(nadarad KAS GHAME MARGE SEDARA...( dariush

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

بچه که بودم فقط بلد بودم تا ده بشمارم ،نهايت هر چيزي همين ده تا بود ،مامانمو ده

 تا دوست داشتم

 ،بابامو ده تا دوست داشتم ،حتي بستني که ميخواستم ده تا مي

 خواستم ...خلاصه ته دنيام همين ده

 تا بود و اين ده تا خيلي برام قشنگ بود ...ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟ نهايت

 دوست داشتن

 چند تاست ؟ تا بتونم عشقمو نسبت به تو با رقمهاش بيان کنم ولي همينو بدون

 که... دوستت دارم

 ،خيلي زياد ، مي دوني چقدر؟ به اندازه همون ده تا ...آره همون ده تاي بچگي هام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

من كه مي دانم شبي عمرم به پايان مي رسد



نوبت خاموشي من سهل و آسان مي رسد

 

پس چرا عاشق نباشم؟



من كه مي دانم به دنيا اعتباري بيش نيست



بين مرگ و زندگي قول و قراري بيش نيست



پس چرا عاشق نباشم؟

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

ببخش اگه تو قصه مون ، دو رنگ و نا مرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم ، خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد خیانت رو یاد بگیرم

اگر که گفتم به چشمات بزار واسه تو بمیرم

ببخش اگه تو گریه هام دورنگی و ریا نبود

اگر که دستم مثل تو با کسی آشنا نبود

ببخش اگر تو عشقمون کم نمیزاشتم برات

ببخش که یادم نمیره اون روزای پاییزی رو

 

لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز

نه ، نمی خوام گریه کنی برای من اشکی نریز

لیاقت چشمای تو نگاه پاک من نبود

(برو بمیر!!)

((هیچ وقت دلی رو نشکن که عاقبت یکی دلت رو میشکنه))

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 
خنده به ما نیومده

 

دلم گرفته آسمون

نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم

نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها

رو سینه ی من اومده

آخ داره باورم می شه

خنده به ما نیومده

خنده به ما نیومده

خنده به ما نیومده

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

هی مرد می خوام یه حقیقت تلخ رو برات بگم. خوب گوش کن!

 

یه نفر خوابش میاد واسه خواب جا نداره 

یه نفر لقمه ای نون برای فردا نداره

یه نفر میشینه و اسکناساش رو می شمره

می خواد امتحان کنه که داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش

اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره

انتخاب هم میکنه ولی پولش رو نداره

 

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه

اون یکی مداد برا آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی

اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد از مدرسه توپ چهل تیکه می خواد

مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفر تولدش مهمونیه همه میان

یکی هم تقویم واسه خط زدن روزا نداره

یکی هفته ای یه روز پزشکشون میاد خونش

یه جا دیگه یکی داره میمیره خرج مداوا نداره

یه نفر می ازه امضاش به هزارتا آدم

اما یکی بعد از عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت از چیزایی می شه که همه دارن

یکی می پرسه آخه چرا بابا ی ما نداره؟

یکی دوست داره کارتون ببینه اما کجا؟

یکی هم انقدر دیده که میل تماشا نداره

یکی از واحدای بالای برجشون میگه

یکی حتی خونشون اتاق بالا نداره

 

یکی پول نداره تا دو روز بره شهرشون

یکی هم طاقت واسه صدور ویزا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره

اما اون یکی چیزی واسه نقاشی کردن نداره

یکی فکر آخرین رژیمای غذایه

یکی از بس شب و روز نخورده نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه می افته

یکی هم برای گرمای دستاش ها نداره

 

دخترک میگه: خدا ، چرا ما؟

مامانش میگه اوزش دخترم اون خونه لیلا نداره

یه نفر تمام رواش پر از رنج و سختیه

هیچ روزیش فرقی با روز مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن براش ، اما نمی ره

می گه نزدیکی های ما آزمایشگاه نداره!

بچه که تو چراغ قرمز می فروشه گل رو

مگه درس و مشق و شور و شوق و رویا نداره؟

یه نفر تمام روز و شباش طولانیه

پس دیگه نیازی به شب یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم

دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش میخواد بده

همه چی دست اونه ، ربطی به من و شما نداره

آدما از یه جا اومدن همه می رن یه جا

اونجا فرقی بین فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه دیگه نشه جمله ای ساخت

با نمیشه ، با نمی خوام ، با نشد ، با نداره

بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره

یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین ادما 

این یه قانون شده دیروز و حالا نداره

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

man az oon asemoone abi mikham man az oon shabhaye mahtabi

  mikham delam az

 

 khaterehaye bad jodast man az oon harfaye bi tabi mikham 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 

 

 

marg zibatarin padideye

 

 zendegist

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام ممنون که میاین و نظر میدین !!!
تو رو خدا مبهم نظر ندین!
این وبلاگ هم یه خونه ست اما نمیدونم خونه چی؟
خونه ی تنها ییهام یا خونه ی خوشی هام؟
خونه ی عشق یا خونه ی درد و دلام؟
راستش زیاد درد و دل نمیکنم چون آشنایان آدرس ِوبلاگمو دارن!!!(اهل ِ آه و ناله هم زیاد نیستم)
از این به بعد هم از درد و دلام نمی نویسم.
اینجا فقط یه خونه ست.
بیشترم از آهنگ های داریوش مینویسم.
همین!!!


پیوندهای روزانه
وبلاگ باز ها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل خرداد 1387
هفته دوم مهر 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
پیوندها
تنهایی
شور زندگی(آقا امیر)
×××××××ّّداریوش××××××
خزون بی بهار
مهرنوش(خیلی ماهه)
من و تنهاییهام
ساده دل(آقا بهزاد)
میلاد(عشقه داریوش)
×××××زمزمه های تنهایی یه دیوونه×××××
وبلاگ جدید مهرنوش(دوسِش دارم)
تنهاترین تنها(مهربون)
اخبار وبلاگ ها و سرویس دهندگان
بچه محل(آقا امیر)
حیات خلوت(واقعا قشنگه)
دل پاره پاره...(آقا امیر)
مواد مخدّر(آقا مجید)
کوه خاموش (شور زندگی ، آقا امیر)
اشک ِ شمع (آقا نیما)
یادت نره دوست دارم(آقا محمّد)
Rap
موزیک رپ
عاشقی جرم ِ قشنگیست
4ever
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان